X
تبلیغات
نماشا
رایتل

هفته دوازدهم از مراحل آمادگی برای امتحان دستیاری - درس بیستم

جمعه 26 شهریور 1389 ساعت 12:40 ب.ظ
اوست عادل 
لعنت خداوند و رسول خدا(ص) و ائمه اطهار(ع) بر تمام مسئولان شیطانی منافق در حکومت اسلامی که با دزدی و خیانت و پایمال کردن حق مردم، آبروی دین مبین اسلام را به بازی میگیرند. عذاب ابدی فرقان در دنیا و اخرت نثارشان باد. 

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد  

 لعنت خدا بر سوال فروشان و حامیانشان و همه کسانیکه حق سایر داوطلبان دستیاری را در خفا ضایع می کنند؛ آمین.
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ     

لعنت خدا بر همه مسئول نماهایی که با باندبازی و خودخواهی و تمامیت خواهی به خون شهدا خیانت میکنند 

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد   

{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{

 

هفته دوازدهم از مراحل آمادگی برای امتحان دستیاری - درس بیستم

تا روز جمعه دوم مهر 

به مهر خوش آمدید 

+++++++++++++++++++  

 

در پی اعلام نتایج تکمیل ظرفیت آزمون دستیاری
رییس مرکز سنجش آموزش پزشکی: ثبت‌نام پذیرفته‌شدگان از سه‌شنبه آغاز می‌شود

رییس مرکز سنجش آموزش پزشکی وزارت بهداشت با اشاره به اعلام اسامی مرحله اول جایگزینی سی‌ وهفتمین دوره آزمون پذیرش دستیار تخصصی، گفت: ثبت‌نام این دسته از پذیرفته‌شدگان30 شهریور ماه انجام می‌شود.
دکتر جبرائیل نسل سراجی در گفت‌وگو با خبرنگار صنفی آموزشی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، افزود: افراد معرفی شده باید مراتب آمادگی جهت ثبت‌نام و شروع به آموزش خود را به دانشگاه‌های محل پذیرش اعلام و برای ثبت‌نام 30 شهریور ماه به دانشگاه محل آموزش مراجعه کنند تا به ترتیب اولویت افراد معرفی‌شده، حداکثر تا سقف ظرفیت ثبت‌نام انجام شود.
وی از شروع به آموزش افراد پذیرفته‌شده از اول مهر ماه خبر داد و افزود: برای هر ظرفیت خالی 3 نفر به ترتیب اولویت معرفی شده‌اند که فقط یک نفر از آنان با رعایت ترتیب مورد پذیرش قرار خواهند گرفت.
....................................... 

....................................... 

 
 
شکست وجود ندارد
جک از یک مزرعه‌دار در تکزاس یک الاغ خرید به قیمت ۱۰۰ دلار. قرار شد که مزرعه‌دار الاغ را روز بعد تحویل
بدهد. اما روز بعد مزرعه‌دار سراغ جک
آمد و گفت: «متأسفم جوون. خبر بدی برات دارم. الاغه مرد.»
جک جواب داد: «ایرادی نداره. همون پولم رو پس بده.»
مزرعه‌دار گفت: «نمی‌شه. آخه همه پول رو خرج کردم..»
جک گفت: «باشه. پس همون الاغ مرده رو بهم بده.»
مزرعه‌دار گفت: «می‌خوای باهاش چی کار کنی؟»
جک گفت: «می‌خوام باهاش قرعه‌کشی برگزار کنم.»
مزرعه‌دار گفت: «نمی‌شه که یه الاغ مرده رو به قرعه‌کشی گذاشت!»
جک گفت: «معلومه که می‌تونم. حالا ببین. فقط به کسی نمی‌گم که الاغ مرده است.»
یک ماه بعد مزرعه‌دار جک رو دید و پرسید: «از اون الاغ مرده چه خبر؟»
جک گفت: «به قرعه‌کشی گذاشتمش. ۵۰۰ تا بلیت ۲ دلاری فروختم و 998 دلار سود کردم.»
مزرعه‌دار پرسید: «هیچ کس هم شکایتی نکرد؟»
جک گفت: «فقط همونی که الاغ رو برده بود. من هم ۲ دلارش رو پس دادم.»
همیشه در هر شکستی یک فرصت جهت بهره‌برداری هست. 
====================================
روزی یک مرد روحانی با خداوند مکالمه ای داشت:
 'خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟ '، خداوند او را به سمت دو در هدایت کرد و یکی از آنها را باز کرد، مرد نگاهی به داخل انداخت، درست در وسط اتاق یک میز گرد بزرگ وجود داشت که روی آن یک ظرف خورش بود، که آنقدر بوی خوبی داشت که دهانش آب افتاد، افرادی که دور میز نشسته بودند بسیار لاغر مردنی و مریض حال بودند، به نظر قحطی زده می آمدند، آنها در دست خود قاشق هایی با دسته بسیار بلند داشتند که این دسته ها به بالای بازوهایشان وصل شده بود و هر کدام از آنها به راحتی می توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پر نمایند، اما از آن جایی که این دسته ها از بازوهایشان بلند تر بود، نمی توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند.
مرد روحانی با دیدن صحنه بدبختی و عذاب آنها غمگین شد، خداوند گفت: 'تو جهنم را دیدی، حال نوبت بهشت است'، آنها به سمت اتاق بعدی رفتند و خدا در را باز کرد، آنجا هم دقیقا مثل اتاق قبلی بود، یک میز گرد با یک ظرف خورش روی آن و افراد دور میز، آنها مانند اتاق قبل همان قاشق های دسته بلند را داشتند، ولی به اندازه کافی قوی و چاق بوده، می گفتند و می خندیدند، مرد روحانی گفت: 'خداوندا نمی فهمم؟!'، خداوند پاسخ داد: 'ساده است، فقط احتیاج به یک مهارت دارد، می بینی؟ اینها یاد گرفته اند که به یکدیگر غذا بدهند، در حالی که آدم های طمع کار اتاق قبل تنها به خودشان فکر می کنند!'
هنگامی که موسی فوت می کرد، به شما می اندیشید، هنگامی که عیسی مصلوب می شد، به شما فکر می کرد، هنگامی که محمد وفات می یافت نیز به شما می اندیشید، گواه این امر کلماتی است که آنها در دم آخر بر زبان آورده اند، این کلمات از اعماق قرون و اعصار به ما یادآوری می کنند که یکدیگر را دوست داشته باشید، که به همنوع خود مهربانی نمایید، که همسایه خود را دوست بدارید، زیرا که هیچ کس به تنهایی وارد بهشت خدا (ملکوت الهی) نخواهد شد.
 ============================
گربه شیطون
یه خانومی گربه ای داشت که هووی شوهرش شده بود.
آقاهه برای اینکه از شر گربه راحت بشه، یه روز گربه رو میزنه زیر بغلش و 4 تا خیابون اونطرف تر ولش می کنه.
وقتی خونه میرسه میبینه گربه هه از اون زودتر اومده خونه.
این کارا رو چند بار دیگه تکرار می کنه، اما نتیجه ای نمیگیره.....
یک روز گربه رو بر میداره میذاره تو ماشین.
بعد از گشتن از چند تا بلوار و پل و رودخانه و ...خلاصه گربه رو پرت میکنه بیرون.
یک ساعت بعد، زنگ میزنه خونه.
زنش گوشی رو برمیداره.
مرده میپرسه: " اون گربه کره خر خونس؟"
زنش می گه آره.
مرده میگه گوشی رو بده بهش، من گم شدم !!!

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo