X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

۸ تغییر مهم در آموزش پزشکی/ چرا دیگر ابن سینا و قریب نداریم

سه‌شنبه 10 آذر 1394 ساعت 01:50 ب.ظ


 اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍوَآلِ مُحَمَّدٍ

========================

معاون آموزشی وزارت بهداشت با اشاره به مهمترین تحولات آموزش پزشکی در این روزها از آمایش سرزمین، تحول در پزشک خانواده، چالش های رتبه بندی و چرایی تغییر نسل برگزیدگان عالم طب سخن گفت.

به گزارش خبرنگار مهر، دکتر باقر لاریجانی در نشستی در خبرگزاری مهر، مهمترین تحولات حوزه آموزش پزشکی را برشمرد و با اشاره به اینکه تحول در آموزش پزشکی گام چهارم طرح تحول نظام سلامت است یادآور شد که آمایش سرزمین تکلیف آموزش پزشکی کشور را برای آینده مشخص می کند.

معاون آموزشی وزارت بهداشت به تشریح تغییرات طرح تحول آموزش پزشکی شامل آمایش سرزمین، نیازسنجی نیروی تخصصی، طرح نیروی انسانی، آموزش مجازی، ایجاد مرکز سنجش در مناطق آمایشی، واگذاری امتحان دکتری به مناطق آمایشی، اعتبار سنجی و رتبه بندی دانشگاهها و تخصص پزشک خانواده پرداخت.

مشروح گفتگوی مهر با باقر لاریجانی به شرح زیر است:

 

 

۸ تغییر مهم در آموزش پزشکی/ چرا دیگر ابن سینا و قریب نداریم


 
معاون آموزشی وزارت بهداشت با اشاره به مهمترین تحولات آموزش پزشکی در این روزها از آمایش سرزمین، تحول در پزشک خانواده، چالش های رتبه بندی و چرایی تغییر نسل برگزیدگان عالم طب سخن گفت.

به گزارش خبرنگار مهر، دکتر باقر لاریجانی در نشستی در خبرگزاری مهر، مهمترین تحولات حوزه آموزش پزشکی را برشمرد و با اشاره به اینکه تحول در آموزش پزشکی گام چهارم طرح تحول نظام سلامت است یادآور شد که آمایش سرزمین تکلیف آموزش پزشکی کشور را برای آینده مشخص می کند.

معاون آموزشی وزارت بهداشت به تشریح تغییرات طرح تحول آموزش پزشکی شامل آمایش سرزمین، نیازسنجی نیروی تخصصی، طرح نیروی انسانی، آموزش مجازی، ایجاد مرکز سنجش در مناطق آمایشی، واگذاری امتحان دکتری به مناطق آمایشی، اعتبار سنجی و رتبه بندی دانشگاهها و تخصص پزشک خانواده پرداخت.

مشروح گفتگوی مهر با باقر لاریجانی به شرح زیر است:

* آمایش سرزمین حوزه سلامت به تازگی در شورای عالی انقلاب فرهنگی به تصویب رسید و به دانشگاههای علوم پزشکی ابلاغ شد. حال بفرمایید تاکنون به کمک این آمایش سرزمین چه اتفاقی افتاده و از این پس چه اتفاقی رخ می دهد. آیا قرار است با آمایش سرزمین، آموزش پزشکی محدود شود یا اینکه بیشتر توسعه یابد.

- ارائه برخی آموزش ها در برخی از موسسات به گونه ای است که نیازهای همان منطقه را برآورده می کند، این موسسات به عنوان مجتمع های آموزش عالی برای شهرستان های با حدود ۱۰۰ هزار نفر جمعیت تعریف شده اند. کار این مجتمع ها این گونه است که اگر آن منطقه نیاز به دوره های کاردانی و کارشناسی دارد این نیاز را برطرف می کنند. در واقع اگر ما بخواهیم در زابل آموزشی را راه بیاندازیم که نیاز آنجا را پاسخ دهد، آن منطقه خیلی بهتر میزان نیاز را می داند، از پست های خالی مطلع است و بر اساس ظرفیت هایی که می تواند استخدام کند، آموزش ارائه می دهد.

حال برای این کار از چه وسیله ای استفاده می کنیم؟ ما در طرح آمایش سرزمین در این بخش از یک بستر بومی استفاده کردیم. بستر بومی به این معنی است که ما در کشور و در استان های مختلف شبکه بهداشت و درمان داریم. این شبکه بهداشت و درمان تعدادی بیمارستان و تعدادی پزشک متخصص در اختیار دارد. تعدادی پزشک هم در آن شهرها در حال ارائه خدمات پزشکی هستند پس در واقع هدف این است که ما ظرفیت جدید ایجاد نکنیم و از ظرفیت موجود در آنجا بهره بگیریم و رشته های مورد نیاز را تأمین کنیم.

گام بعدی برای شهرهای با ۲۰۰ هزار تا ۵۰۰ هزار نفر جمعیت است. در این شهرها ممکن است یک دانشکده علوم پزشکی راه اندازی کنیم تا برخی از نیازها را برآورده کنیم.

گام بعدی نیز ایجاد دانشگاه در مرکز استان است که بتواند نیازهای آن استان را برطرف و بعضا نقش های کشوری نیز پیدا کند. البته تعدادی از دانشگاه های کشور با توجه به قانون برنامه پنجم توسعه در برنامه قبلی حمایت از ۵ دانشگاه وزارت بهداشت و ۱۰ دانشگاه وزارت علوم، ماموریت های فرا ملی پیدا می کنند.

از سوی دیگر متاسفانه در حال حاضر دانشگاه های ایرانی در میان ۱۰۰ دانشگاه برتر نیستند پس این موضوع مهم است که ما بتوانیم جایگاه مان را نشان دهیم. از این رو گروهی از دانشگاه ها در یکسری از ماموریت ها متمرکز می شوند تا بتوانند در آینده چنین رسالتی را برعهده بگیرند.

* در این میان تکلیف یک استعداد برتر در یک منطقه دور افتاده چیست ؟ آیا این استعداد برتر می تواند با توجه به نوع آمایش این امید را داشته باشد که در بهترین دانشگاهها کشور تحصیل کند؟

 - دقیقا. ما برای رشته هایی مانند پزشکی، دندانپزشکی و داروسازی در دانشگاه های بزرگ همچنان وظایف ملی تعیین کرده ایم و یک استعداد برتر در به عنوان مثال کردستان می تواند بر اساس همان سیستم ورودی کنکور در دانشگاه های بزرگ تحصیل کند.

* شما در آمایش سرزمین، کشور را به مناطق مختلف تقسیم بندی کرده اید. این کار چه تحولاتی را برای دانشگاهها به همراه خواهد داشت ؟

- در آمایش سرزمین سلامت، کشور به ۱۰ منطقه آمایشی تقسیم شد و رسالتی که در این ۱۰ منطقه برای دانشگاه ها ترسیم کردیم این است که دانشگاه ها یار هم باشند و یک شبکه علمی درست کنند. اکنون نقشه ای تهیه کردیم که به عنوان مثال در منطقه تبریز دانشگاه های تبریز، ارومیه، اردبیل و شهرهای دیگر این منطقه باهم یک شبکه علمی درست کنند.

دانشگاه های بزرگ می توانند در این نقشه برخی از رشته های کاردانی و کارشناسی را به دانشگاه های کوچک تر موکول کنند و برخی از رشته های Ph.D که در دانشگاه های دیگر نیست را پوشش دهند.

اصولا ما به گذشته کاری نداریم و بنا نداریم که به دانشگاه بگوییم آن رشته را که در گذشته گرفته اید، تعطیل کنید. بلکه حسن اینکه دانشگاهها باهم کار کنند این است که وقتی به طور مثال دوره دکتری یک رشته خاص در تبریز وجود دارد دیگر نیازی به توسعه آن رشته در همان شهر نیست. می تواند در سایر دانشگاههای آن منطقه توسعه پیدا کند. این کار به بازمهندسی رشته های موجود در مناطق آمایشی می انجامد.

همچنین ما در معاونت آموزشی وزارت بهداشت با همه مناطق آمایشی ۱۰ گانه قرارداد بسته ایم و چند کار مشترک را به همه آنها واگذار کرده ایم. نمونه آن راه اندازی یک مرکز سنجش در هر یک از مناطق آمایشی است. با توجه به اینکه اکنون منابع کشور محدود است ما نمی توانیم در هر دانشگاه مرکز سنجش داشته باشیم اما می توانیم در هر منطقه آمایشی یک مرکز سنجش راه بیاندازیم.

از دیگر مراکزی که در همه مناطق آمایشی ایجاد می شود مرکز صلاحیت بالینی است که دانشگاه ها بر اساس نقشه آمایشی آن را در یکی از دانشگاهها ایجاد می کنند.

به همین منظور ۱۸ مسئولیت مشترک به این مناطق داده ایم که با هم کار کنند و این مسئولیت ها را بین یکدیگر تقسیم کنند. به آنها اعلام کرده ایم که به مناطق آمایشی کمک می کنیم اما همه باید صورت جلسه یک تصمیم را امضا کرده باشند. قبول داریم که کار جمعی میان دانشگاهها سخت است اما این راهکار به نوعی دانشگاه ها را کنار هم قرار می دهد.

*غیر از حوزه های آموزشی، حوزه های دیگر از جمله بار بیماریها و یا تحقیقات هم در این آمایش سرزمین مورد توجه قرار گرفته اند ؟

- مدلی که ما برای آمایش سرزمین طراحی کرده ایم همه این موارد را در بر می گیرد. از نقشه جامع علمی کشور و مطالعه بار بیماریها در ایران نیز استفاده کرده ایم.

ما در مدل خودمان به این نتیجه رسیدیم که اکنون چه حوزه هایی در پزشکی مغفول واقع شده است و چه حیطه هایی باید طراحی شوند و کدام یک را باید به مناطق آمایشی بسپاریم. نمونه این موضوع همکاری با انستیتو پاستور است. به این نتیجه رسیدیم که رشته های بین رشته ای علوم پزشکی را به انستیتو پاستور بسپاریم تا با کمک دانشگاه زنجان و بقیه الله کارهایی را به سرانجام برساند.

اما در همین زمینه انستیتو پاستور پیشنهاد داد که حاضر است آموزش های محصول محور را نیز راه اندازی کند. در رشته بیوتکنولوژی دانشجو تنها نباید آموزش ببیند بلکه باید در صحنه عمل هم آنچه را آموزش دیده، عملیاتی کند و این کار در پاستور انجام می شود.

ماموریت دیگری که به پاستور داده شد این است که این موسسه می تواند به کمک دانشگاه های علوم پزشکی آموزش های محصول محور را نه به صورت مدرک محور بلکه به صورت مقطعی و آموزش های مهارتی گسترش دهد. استفاده آموزشی از آزمایشگاه های ملی نیز در انستیتو امکان پذیر خواهد شد. این مرکز اعلام کرده که می تواند امکان تحقیق را در این آزمایشگاه ها برای کسانی که می خواهند در زمینه های خاص تحقیق کنند، فراهم کند.

در مجموع آمایش سرزمین بستری است که هر آنچه را که بخواهیم در حوزه آموزش پزشکی متحول کنیم می توانیم درون آن قرار دهیم. از سال آینده هر یک از کارهایی که بخواهیم به دانشگاه ها واگذار کنیم به جای دانشگاه به منطقه آمایشی واگذار می شود.

*بزرگترین ماموریت هایی که قرار است به دانشگاه ها واگذار شود را بفرمایید ؟

- به زودی شیوه آزمون دکتری تخصصی در گروه علوم پزشکی تغییر می کند. بنا داریم همانند روش «جی آر ای» عمل کنیم. ابتدا یک امتحان عمومی مشترک برگزار می شود و وقتی میزان دانش فرد مشخص شد، داوطلب به مناطق آمایشی معرفی می شود و منطقه یک کف نمره را اعلام می کند و پس از آن داوطلب امتحان بعدی را در منطقه آمایشی می گذراند.

یکی از دلایل این موضوع این است که بستر آمایش سرزمین موقعیتی است که می توان مسئولیت های مختلف را به آن سپرد و چون کشور ما کشور بزرگی است واگذاری این ماموریت ها و مسئولیت های مشترک به دانشگاهها می تواند به رشد علوم پزشکی بیانجامد.

یکی دیگر از ماموریت ها تاسیس دانشگاه آموزش مجازی است. در هر منطقه آمایشی یک دفتر برای آموزش مجازی راه اندازی می شود که این کار با کمک دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی صورت می گیرد.

*در بسته تحول آموزش پزشکی به موضوع پزشک خانواده و تخصص در این رشته نیز اشاره شده است. برنامه دقیق وزارت بهداشت برای راه اندازی تخصص پزشک خانواده چیست ؟ آیا قرار است این تخصص اشتیاق برای ادامه تحصیل در پزشکان عمومی را افزایش دهد  یا تحول جدی در آموزش پزشکی عمومی ایجاد کند؟ 

- پزشک خانواده در دنیا سابقه طولانی دارد و کشورهای زیادی هستند که پزشک خانواده در آنها جایگاه خوبی دارد. در برخی از کشورها بسیاری از تخصص های مختلف محدود شده اند اما هنوز اورژانس و پزشک خانواده در حال گسترش هستند. پزشک خانواده حتی در کشوری مثل آمریکا که در ارائه خدمات هرج مرج گونه رفتار می کند، جایگاه ویژه ای دارد.

بر اساس مصوبه شورای آموزش پزشکی و تخصصی در سال های گذشته تعدادی از دانشگاه ها مجوز گرفتند و پس از ابراز تمایل برخی از دانشگاه ها که بستر ارائه خدمات پزشک خانواده در آنها فراهم بود در مجموع ۷ دانشگاه برای آموزش پزشک خانواده انتخاب شدند. در این مرحله فقط حدود ۷۰ نفر با هدف تقویت هسته اولیه پزشکان خانواده تربیت می شوند.

قصد داریم برای کسانی که می خواهند به صورت مستقیم وارد دوره تخصص پزشک خانواده شوند مقطع پزشکی عمومی را محدودتر کنیم تا این افراد دوره را طی ۵.۵ سال بگذرانند. این افراد بعد از ۵.۵ سال وارد تخصص پزشک خانواده می شوند و ۳.۵ سال هم در این دوره تخصص می بینند. کسانی که دوره MPH را می گذرانند نیز حدود ۳ سال می توانند تحصیل کنند و تخصص پزشک خانواده را بگیرند.

تخصص پزشک خانواده برای این است که بتوانیم در این مرحله رشته پزشک خانواده و دانش پزشک خانواده را در دانشگاهها توسعه بدهیم. این رشته یک نگاه سلامت محور را توسعه می دهد. این برنامه  بنا بر مجوزهای قانونی شورای آموزش پزشکی و تخصصی، شورای برنامه ریزی آموزش پزشکی و شورای گسترش اجرایی شده است.

هر کاری در ابتدا مخالف و موافق خودش را دارد اما بنای ما این نیست که در ابتدای کار تعداد زیادی متخصص پزشک خانواده تربیت کنیم. تعداد محدود است. برای اینکه بتوانیم این دانش در کشور توسعه یابد و گروه اول نیز اعضای هیات علمی تخصص پزشک خانواده را تشکیل می دهند. ضمن اینکه تخصص پزشک خانواده به بستر مناسب درمان سرپایی نیاز دارد و از همین رو دانشگاهها باید زمینه و تمهیدات لازم را داشته باشند.

برای این منظور افراد گروه های آموزشی این تخصص مشخص شده اند و برخی از آنها را برای دوره هایی به خارج از کشور فرستاده ایم.

* اعتباربخشی دانشگاه های علوم پزشکی در چه وضعیتی قرار دارد و آیا دانشگاهها پس از اعتبارسنجی با تشویق و تنبیه هم مواجه می شوند ؟

- ما هنوز اعتبارسنجی را انجام نداده ایم بلکه دو کار ابتدایی انجام داده ایم که فکر می کنیم این دو کار تحولاتی در آینده دانشگاه ها ایجاد می کنند. یک اعلام استانداردهای کالبدی دانشکده های پزشکی است که در شورای گسترش و در شورای برنامه ریزی مورد تصویب قرار گرفت و به دانشگاه ها ابلاغ شد.

امیدواریم دانشکده های پزشکی در مرحله اول خودشان را خودارزیابی کنند، مرحله بعدی این است که دانشگاه ها توسط وزارت بهداشت مورد ارزیابی بیرونی قرار گیرند. این کار را توسط دانشگاه های دیگر انجام می دهیم.

همچنین استانداردهای اعتباربخشی موسسات آموزشی را به دانشگاه ها ابلاغ کردیم. در مرحله اول از دانشگاه ها خواسته ایم که آن را مرور کنند و اگر جایی نیاز به اصلاح دارد اعلام کنند. تا سه ماهه آینده دانشگاه های علوم پزشکی می توانند اعتباربخشی موسسات آموزشی را مورد ارزیابی قرار دهند. سه ماهه آخر سال هم به دانشگاه علوم پزشکی اصفهان ماموریت داده ایم تا با کمک مناطق آمایشی، همه موسسات آموزش عالی را مورد اعتباربخشی قرار دهد.

در این مرحله بنا این است که دانشگاه ها به عیوب و مشکلات خودشان توجه کنند و به طرف اصلاح حرکت کنیم. از سوی دیگر در سال جاری برنامه ریزی کرده ایم ۱۰ تا ۱۵ دانشگاه کشور مورد اعتباربخشی بین المللی قرار گیرند. بنابراین در بسته اعتباربخشی قرار است دانشگاه ها هم اعتباربخشی درونی و ملی و هم اعتباربخشی بین المللی شوند. این موضوع به ارتقای دانشگاه ها کمک می کند. البته اینکه در شرایط فعلی برخی از دانشکده ها و دانشگاهها با چالش مواجه باشند طبیعی است و ما فکر می کنیم که دانشگاه های علوم پزشکی کشور پتانسیل خوبی را دارند و اگر چالش های خود را متوجه شوند به سمت اصلاح می روند.

* در نهایت اگر اصلاحات صورت نگیرد چه اتفاقی برای آن نهاد آموزشی رخ می دهد؟

- ما پله پله این مسیر را پیش می بریم. مرحله اول خود ارزیابی، مرحله بعد ارزیابی ملی و مرحله بعد ارزیابی بین المللی است. طبیعی است که ما در هر مرحله دانشگاه ها را رتبه بندی می کنیم و مورد ارزیابی قرار می دهیم.

اکنون آنالیز رتبه بندی دانشگاه های علوم پزشکی کشور در سال ۹۳ آماده شده و به زودی اعلام می شود. برای سال ۹۴ هم بسته های تحولی و وضعیت مناطق آمایشی را جزء ارکان رتبه بندی دانشگاهها قرار می دهیم. نام این رتبه بندی «آتنا» است و دانشگاه علوم پزشکی کرمان و با همکاری وزارت بهداشت آن را انجام می دهد.

رتبه بندی همیشه چالش برانگیز بوده است چرا که در رتبه بندی تنها یکسری از شاخص ها را می توان ارزیابی کرد و دانشگاه ها هم ظرفیت های متفاوت دارند و ممکن است یکی در پژوهش و دیگری در آموزش خوب باشد. بنابراین معتقدیم دانشگاه های علوم پزشکی از یک سطح فهم و درک بالایی برخوردار هستند و متوجه ارزش این رتبه بندی ملی و بین المللی هستند و مهم ترین مسئله برای آنها ارتقاء جایگاه است.

در نهایت اگر ما ببینیم که دانشگاهی نمی تواند ظرفیت های خودش را اصلاح کند، در دادن رشته های جدید و گسترش های بعدی این موضوع را مورد توجه قرار می دهیم.

*آزمون دستیاری همیشه یکی از چالش های بزرگ آزمون های کشوری بوده است. با توجه به تغییراتی که قرار است در این آزمون رخ دهد، بسیاری از داوطلبان نیاز دارند که از جدیدترین تغییرات با خبر شوند، آیا ظرفیت رشته های تخصصی برای پاسخ به نیاز داوطلبان دستیاری توسعه می یابد؟

- واقعیت این است که امتحان دستیاری برای پزشکان و همکاران ما بسیار مورد توجه است و به همین دلیل بسیاری از پزشکان عمومی در آن شرکت می کنند. حدود ۱۵ تا ۱۸ هزار داوطلب و در مقابل تعدادی مراکز آموزشی داریم که می توانند این افراد را تربیت کنند. درست است که تعداد مراکز آموزش دهنده زیاد و ظرفیت های آن هم مورد توجه است اما بازهم تعداد کسانی که شانس ورود به این مراکز را پیدا می کنند کم هستند. 

بنابراین در حوزه دستیاری افرادی که در طول تحصیل هستند نگران آینده کاری خودشان می شوند و از اینکه رشته ها افزایش پیدا کند ناراضی اند و دوستانی که هنوز وارد نشده اند و دلشان می خواهد شانس شان بیشتر شود به دنبال این هستند که ظرفیت ها بیشتر شود و از اینکه چرا ظرفیت ها افزایش پیدا نمی کند، ناراحت می شوند.

ما برای تصمیم در این زمینه باید نیازسنجی کنیم که در رشته های مختلف چقدر به متخصص نیاز داریم و چقدر می توانیم این آموزش را تامین کنیم. امیدواریم امسال با نیاز سنجی بتوانیم تصمیمات درست تری را مبتنی بر شواهد برای گسترش و تعداد رشته های تخصصی اتخاذ کنیم.

*امسال برای اولین بار یک ظرفیت بومی ۳۰ درصدی در مجلس مصوب شد که بر اساس آن افرادی که از این سهمیه بومی استفاده و در رشته های دکتری عمومی تحصیل می کنند باید تعهد بدهند که در همان منطقه به کار مشغول شوند، آیا این ظرفیت به طور کامل تکمیل شد؟ 

- ظرفیت بومی یک ظرفیت قانونی است که مجلس شورای اسلامی آن را بخشنامه کرده است و ما هم ملزم بودیم آن را اجرا کنیم. برای اینکه در زمان اجرای این ظرفیت بومی، سهمیه های آزاد دچار چالش جدی نشوند در سال گذشته مجبور شدیم یک مقداری سهمیه آزاد را افزایش دهیم تا به سهمیه آزاد داوطلبان با استعداد شرکت کننده در کنکور خدشه ای وارد نشود و این خوشحالی وجود دارد که در سال گذشته ظرفیت آزاد ما نسبت به قبل افزایش پیدا کرد.

وزارت بهداشت نقشه ای برای این کار دارد و آن این است که با توجه به سهمیه بومی و تعهداتی که افراد داده اند، به تدریج مسئله طرح نیروی انسانی را برای گروه پزشکی مورد تجدید نظر قرار دهد. در یک بازه زمانی معقولی بالاخره طرح نیروی انسانی در گروه پزشکی تعدیل می شود.

* در سال های اخیر به نظر می رسد به دلایلی شرایط علم اندوزی تغییر کرده است و دیگر مانند دو سه نسل پیش از ستاره ها در عالم طب خبری نیست و پنجه طلایی ها به داستان و افسانه ها پیوسته اند. به نظر شما چه تغییری در پزشکی موجب این مسئله شده است؟

- این سئوال یک سئوال مبنایی و اساسی در توسعه علم است. به نظر می رسد که همه افراد برجسته از جمله ابن سینا، رازی و بقیه، در تاریخ علم ما ستاره های درخشانی بودند. چه افراد قرون گذشته مانند ابن سینا و رازی و چه افراد سده های اخیر و معاصر مانند مرحوم دکتر قریب همه شخصیت های تکامل یافته، بی نظیر، شکل یافته و تاثیرگذاری بودند. اما این تحول را باید یک مقدار مبنایی تر نگاه کرد. به نظر می رسد در این تحولات، توسعه علم و جهش های علمی از حرکت های فردی به حرکت های جمعی تبدیل شده است.

ابن سینا فیلسوف بزرگ و یک آدم بی نظیری بود چنین فردی باتوجه به وسعت علم واقعا قابل پیدا کردن نیست. در حال حاضر حتی اگر کسی بخواهد حکمت فلسفی را بخواند و تنها در یکی نحله های فلسفی تفکر کند باید همه زندگی اش را صرف آن کند.

همچنین در طبابت اگر کسی بخواهد صاحبنظر باشد نه تنها نمی تواند در طبابت عمومی صاحب نظر شود بلکه اگر بخواهد تنها یک رشته را هم انتخاب کند آن هم سخت می شود و باید در یک رشته ای خیلی خیلی تخصصی بسیار تلاش کند. 

تغییر دومی که در عالم رخ داده این است که کارها از تمرکز فردی و شخصیت های فردی به کارهای جمعی تبدیل شده است. اکنون اگر بخواهیم درباره سلول بنیادی و دیابت کار کنیم، باید یک تیم داشته باشیم. بنابراین من دلیل این تحول را توسعه علم و توجه به کار و جهات جمعی می دانم.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo